هي رنگ عوض کردن و رنگ عوض کردن .. به دست آوردن اعتبار با رنگ عوض کردن هاي پياپي .. به گمانم بايد در جستجوي آن نوع از اعتبار بود که حتي با عوض شدن رنگ ها هم ثابت بماند .. همين !!!
+ arthmis |
من به گمان خودم کشف بزرگي کرده ام .. خيلي بزرگ .. شايد به درد شما هم بخورد. من کشف کرده ام که هيچ انسان " مطلقا خوب يا مطلقا بدي " وجود ندارد .. چرا که هر انساني داراي جنبه ها و ابعداد گوناگوني است .. شايد چيزي شبيه به همان قاعده ي منطقي که مي گوييد " اثبات شيء نفي ماعدا نمي کند " چرا که ما نمي توانيم در قضاوت هامان جنبه هاي گوناگون انسانها را بسنجيم .. و به طور کلي يعني ما هرگز نمي توانيم عادلانه قضاوت کنيم. اين هم کشف من شايد ارزش انديشيدن داشته باشد ..
+ arthmis |
هر قدر هم که با ديده ي منطق نگاه کردن، ســــعي شود .. اما باز نمي شود از کنار بعضي چيزها به سادهگي گذشت .. سخت است خيلي سخت .. اين روزها در نگاه همه ي آدمها چيزهايي دردناکي مشترک است : اندوه .. خستگي .. غم .. نگراني .. هراس از آينده اي نامعلوم و بدتر از همه ؛ تنهايي !!! اين ميان يک "چـــــــــــراي " بزرگ، گنده، کش آمده و خيره کنندهاي خودنمايي مي کند .. روزگار ما چرا چنين ! و چيزي در ته ذهنم فرياد مي زند : من در جستجوي غرور برباد رفتهي مردمان خويشم !!! * تبريک به همه ي آقايان .. روزشان مبارک ! * راستي ما رفته بوديم موزهي هنرهاي معاصر باورتان نميشود هيچي نبود الا يکسري خطاطي .. البته زيبا بود ها امـــــــــــا مسئولش به ما گفت اين جا همينجوري است هر چند وقت يکبار آثار خاصي به نمايش در ميايد .. بعد من مدام از خودم مي پرسم : پس موزه يعني چه !!! اين که موزه نيست بعد اما رسيدم به اينکه " اين جا ايران است و هر چيزي ممکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن !!!!!!!!!!!!
+ arthmis |
چقدر عشق بزرگ است ! و من باز هم براي دهم تيرماه .. روز تولد تو مي نويسم ..

+ arthmis |
يادش به خير .. قديم نديم هااااا .. توپ بسکت را برمي داشتيم تا مدرسه با فرزانه .. چه کيفي داشت .. چقدر به توي سر هم مي کوبيديم !!! چقدر ساندويچ همبرگر مي خورديم با آبجوي اسلامي _ البته اگر نبود نوشيدني هاي غير اسلامي که باباجان فرزانه مي آورد و ما کش مي رفتيم !!! _ يادش به خير .. همه اش ول کشتيم تا کنکور و هر کاري کرديم و هر کتابي خوانديم و هر فيلمي ديديم .. تا رسيديم به کنکور .. يادش به خير !!! کنکور سد شد براي ما اما نه اون طوري که براي ديگران .. فرزانه قبول شد دانشگاه اصفهان .. فلسفه !!! و رفت .. و من تهران قبول شدم و ماندم .. و عجب سدي شد کنکور بين ما !!! آن روز ها فکر مي کردم روزهايي که براي کنکور درس خواندم روزهايي است که نبايد جزء عمرم باشد اما امروز مي دانم که هيچ کاري را بيشتر از خواندن و خواندن و خواندن و يادگرفتن و عميق فهميدن دوست ندارم !!! حالا هم ديگر کم کم بايد شروع کنم براي کنکور خواندن .. کنکور ارشد !!!
+ arthmis
به رنگ آبي که نگاه مي کنم تمام آرامش است .. آرامش و سبکباري .. بسي دوستش مي داريم !!! و امروز استقلال محبوبمان قهرمان جام حذفي شد و کلي کيف کردم و از گل دوم بازي حظ ها بريديم جانانه .. و اگر استرس اين امتحانات . . . مي گذاشت ما نيز به خيل هواداران پيوسته قرها مي داديم ديدني .. و البته بسي کيف دارد اگر دهان بعضي استايد . . . شود !!! _ البت ايتاليا گل ها خورد ديدني و هلند گل ها زد .. ديدني تر ! فرانسه نيز گند ها زد و آلمان بازي اش افت کرده .. و بايد گفت حتما .. که بازيکنان ترکيه در زمين بيشتر شبيه به تراکتور هستيد تا انسان !
بگذريم.. يک توصيه به عوامل نيروهاي گشت ارشادي هم هست .. نکنيد .. نکنيد اين کارها را .. اين ملت را عقده اي مي نماييد آخر .. دست از گيس اين دخترها برداريد .. برنداشتيد هم چيزي نمي شود ! نمي خواهد درست بگذاريد روي انرژي هسته اي .. دانه ايتان .. چرا که ابدا جاي فکر نداريد چه داريم مي دهيم تا چه بدست بياوريم خطوط توليد منتاژي محترم که يکي يکي دارد تعطيل مي شود بشود .. بعد مي رويم توي سنگال خط توليد راه بيندازيد .. _ سنگال يک عبدو گدا دارد که مي ارزد به همه تان _ هيچ ايرادي ندارد که بانک هاي در کشورهاي خارجي برايتان " ال سي " باز نمي کنند .. به کوري چشمشان دلار ها را با چمدانمان حمل مي کنيم ! بي خيال شويد نيروگاهاي برقي که توان برطرف کردن نقص هاي فني شان را نداريد .. نمي خواهد فکري به حال هوا پيماهايي که هر روز يکي درميان سقوط مي کنند بکنيد .. چیزی که مت است جان مردم !!! اصلا نيازي نيست فکري به حال 110 لوکوموتيو جي ام کانادا و 8 آلتسوم فراسنه که توان تعميرشان را نداريم بکنيم ! فعلا بسته بدهيد .. بگيريد ..
+ arthmis |





+ arthmis |
کلی خندیدیم .. شما نیز اگر خواستید لینک زیر را نگاه نمایید .. !!!
+ arthmis |
پنج شنبه را در نمايشگاه کتاب قدم ها زدم .. و حرص هـــــــا خوردم .. خوردني !!! و ماندم که چرا نام اين حراجي و فروشگاه بزرگ ساليانه را " نمايشگاه " گذارده اند .. _ به سيزده به در کتاب بيشتر مي مانست _ I يک غرفه اي بود به نام نمي دانم چي چي شاعران جوان .. ! پارسال قيصر غمگين را با چشم هاي پف کرده و کبودش .. آن جا ديدم .. !!! امسال سرتاسر غرفه عکس هايي بود از " قيصر " .. ... II در غرفه ي " زمستان " چشم هايم به ديدن پسر " مهدي اخوان ثالث " خيره ماند !!! " پسري که شعر هاي پدر را .... !!! من هم که دنبال دفتر شعر " در حياط کوچک پاييز در زندان " بودم .......... !!! ... III در دستشويي هم تمام دختر ها تجديد آرايش مي کردند .. !!! ------------------------- * شايد روزي مطلبي با عنوان رابطه ي دختر ها و "رژ " بنويسم !!! * امسال اولين سالي بود که برمي گشتم و پول زيادي در کيفم مانده بود .. يا شايد بتوان گفت پولم دست نخورده مانده بود !!! * امکانات و فضاي نمايشگاه نسبت به پارسال هيچ تغييري نکرده بود !!! * _ در نمايشگاه چرخي ها را ديديد : از هر کدامشان روزي 30000 تومان مي گيرند تا بةشان اجازه ي کار بدهند .. !!! _ از بوفه ها خوراکي خريديد : از هر کدامشان روزي 300000 تومان مي گيرند تا بهشان اجازه فروش بدهند .. !!! _ از هر ناشر به ازاي هر متر 55000 تومان مي گيرند .. يعني چيزي بالغ بر 2 ميليارد تومان .. و اين پول خرج کجا و که مي شود !!! خدا آيا مي داند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ arthmis |
تا به حال فــــــــــــاحـشه ديده ايد ؟؟ مي دانيد چرا بهشان مي گويند فاحشه ؟! بدکاره .. بد + کار کـــــــــــــــــار بد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! .. ... من تصوير زن تسليمي را در ذهن دارم با احساسي خرد شده با غروري لگد مال شده .. و مـــــــ ر د مـــــردي .. غريزه اي .. و عرياني نفرت انگيز شهوتي لجام گسيخته و نمي دانم .. نمي دانم کدام يک بيش از ديگري بد کاره اند .. من فاحشه اي را ديده ام که احساسش هنوز باکره بود .. با تبسمي به دلنشيني رنگ صورتي گلبرگ گل هاي تازه باز شده .. . . تبسم شيريني که .. با طعم تند و سرب آلود سيگار .. به بوسه اي ناخواسته ، تلخ شده بود !!!
+ arthmis |